پرش به محتوای اصلی
اخبار هوش مصنوعی

گزارش OpenAI: ۷ خبرنگار جعلی، ۱۰۰ مقاله واقعی

OpenAI در ۸ اکتبر ۲۰۲۶ دو عملیات نفوذ با «جلوی دروغین» را افشا کرد: هفت روزنامه‌نگار خیالی حدود ۱۰۰ مقاله درباره مناقشه آمریکا و ایران در رسانه‌های واقعی چاپ کردند و یک «مرکز تحقیقاتی» جعلی در آمریکای لاتین اداره می‌شد. جزئیات، امتیازها و راه راستی‌آزمایی بای‌لاین.

۱۵ دقیقه مطالعه
اشتراک‌گذاری:
نمای نزدیک دست‌ها روی ماشین تحریر قدیمی — عکس: Shixart1985، CC BY 2.0، ویکی‌مدیا کامنز (نمادی از بای‌لاین‌های جعلی عملیات Bogus Bylines)
نمای نزدیک دست‌ها روی ماشین تحریر قدیمی — عکس: Shixart1985، CC BY 2.0، ویکی‌مدیا کامنز (نمادی از بای‌لاین‌های جعلی عملیات Bogus Bylines)
فهرست مطالب

OpenAI در ۸ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۶ مهر ۱۴۰۵) گزارشی منتشر کرد که در آن از مسدود کردن دو عملیات نفوذ مخفی خبر داد؛ عملیاتی که به‌جای بات‌فارم، سراغ «جلوی دروغین» (False Front) رفته بودند: هفت روزنامه‌نگار خیالی با اسم و رسم غربی که حدود ۱۰۰ مقاله را در رسانه‌های واقعی چاپ کردند، و یک «مرکز تحقیقاتی» در آمریکای لاتین که کارکنانش ظاهراً نمی‌دانستند برای چه کسی کار می‌کنند. نکته‌ای که این خبر را برای ما فارسی‌زبان‌ها شخصی می‌کند: اپراتورهای عملیات اول پرامپت‌هایشان را به فارسی می‌نوشتند و موضوع مقاله‌ها، مناقشه آمریکا و ایران بود.

قول این مطلب ساده است: می‌فهمی این دو عملیات چه کردند، چرا یکی‌شان بالاترین امتیاز تاریخ گزارش‌های OpenAI را گرفت — و از این به بعد چطور بفهمی نویسنده مقاله‌ای که می‌خوانی واقعاً وجود دارد یا نه.

پاسخ کوتاه

  • خبر: OpenAI در ۸ اکتبر ۲۰۲۶ دو خوشه حساب ChatGPT را مسدود کرد که پشت دو عملیات نفوذ با «جلوی دروغین» بودند؛ یکی با منشأ ایران، یکی با منشأ روسیه.

  • عملیات ایرانی («Bogus Bylines»): هفت شخصیت روزنامه‌نگار غربیِ ساختگی؛ حدود ۱۰۰ مقاله چاپ یا بازنشرشده در نزدیک ۱۲ رسانه آنلاین بین ژوئیه ۲۰۲۵ تا اکتبر ۲۰۲۶، عمدتاً درباره مناقشه آمریکا و ایران. اپراتورها به فارسی پرامپت می‌نوشتند و پشت VPN بودند.

  • عملیات روسی («Dark Clark»): یک «مرکز تحقیقات اجتماعی» خودخوانده در آمریکای لاتین با مدیر جعلی «میا کلارک»؛ بیش از ۶۰ مقاله، فایل صوتی جعلی در بولیوی و ماجرای ساختگی در مدرسه‌ای در پرو که واکنش رسمی گرفت.

  • امتیاز: در مقیاس ۶درجه‌ای «Breakout» خود OpenAI، عملیات روسی «دسته ۵» گرفت — اولین بار در دو سال و نیم گزارش‌دهی شرکت؛ مقاله‌های عملیات ایرانی «دسته ۴» و کامنت‌هایش «دسته ۲».

  • نکته کلیدی: به گفته خود OpenAI، نقش هوش مصنوعی در این عملیات‌ها «فرعی» بود؛ چیزی که جواب داد، جا زدن در رسانه‌های واقعی بود، نه متنِ تولیدشده با AI.

اول زمینه: «جلوی دروغین» یعنی چه؟

«جلوی دروغین» یعنی یک موجودیت ساختگی که هویت واقعیِ پشت پیام را پنهان می‌کند. مثل ویترین مغازه‌ای که پشتش هیچ مغازه‌ای نیست؛ فقط یک تابلوی قشنگ است که اعتماد تو را می‌خرد.

فرقش با بات‌فارم قدیمی چیست؟

بات‌فارم یعنی هزار اکانت جعلی که یک پیام را تکرار می‌کنند؛ همه می‌دانیم بات‌اند و کمتر کسی جدی‌شان می‌گیرد. اما «جلوی دروغین» برعکس عمل می‌کند: خودش را به شکل یک «منبع معتبر» درمی‌آورد — یک روزنامه‌نگار باسابقه، یک اندیشکده با وب‌سایت شیک — تا رسانه‌های واقعی، پیامش را با دست خودشان منتشر کنند. به گفته OpenAI، در دو سال و نیمی که این شرکت عملیات‌های نفوذ را رصد کرده (۳۰ عملیات تا امروز)، الگو همین بوده: عملیاتی که محتوایش به رسانه واقعی راه پیدا کند، بیشترین بُرد را دارد.

چرا حالا؟

به نوشته خود گزارش، این دو عملیات «به‌طرز چشمگیری شبیه عملیات‌های نفوذ پیچیده دوران پیش از هوش مصنوعی بودند، فقط هوش مصنوعی بعضی فرایندها را راحت‌تر کرده بود». یعنی AI مخترع این بازی نیست؛ فقط هزینه‌اش را پایین آورده: ویرایش مقاله بلند، نوشتن ایمیل به سردبیر، تولید دسته‌ای کامنت — کارهایی که قبلاً یک تیم می‌خواست، حالا چند نفر با یک چت‌بات انجامش می‌دهند.

هفت روزنامه‌نگاری که هرگز وجود نداشتند

عملیات اول را OpenAI با اسم رمز «Bogus Bylines» صدا می‌زند؛ «بای‌لاین‌های تقلبی». بای‌لاین یعنی همان نام نویسنده بالای مقاله. هفت اسم ساخته شده بود — اسامی‌ای که هیچ‌چیز مشکوکی در آن‌ها نیست: اروین بی. هاسکینز، نوآ لامینگتون، سوفیا گونزالس، مایکل هریسون، اریکا فوزیر، جنی ویلیامز و آلیس جانسون.

به گفته OpenAI، بعضی از این پروفایل‌ها سابقه‌کاری هم داشتند: مثلاً ادعا می‌کردند سال‌ها درباره سیاست بین‌الملل یا خاورمیانه نوشته‌اند. یعنی وقتی سردبیری اسم را جست‌وجو می‌کرد، با یک «رزومه» طرف بود، نه یک صفحه خالی.

چرخه کار: از پرامپت فارسی تا اینباکس سردبیر

فرایند کار، به روایت گزارش، چهار مرحله داشت. اول، اپراتورها — که به گفته OpenAI پرامپت‌ها را به فارسی می‌نوشتند و از VPN استفاده می‌کردند — از ChatGPT می‌خواستند پیش‌نویس انگلیسی را با معیارهای ارسال همان رسانه خاص بسنجد و ویرایش پیشنهاد بدهد: نه یک متن کلی، بلکه متنی که دقیقاً به سلیقه آن نشریه بخورد. دوم، چت‌بات ایمیل معرفی (pitch) را می‌نوشت: همان ایمیلی که یک فریلنسر واقعی برای سردبیر می‌فرستد. سوم، مقاله ارسال می‌شد. چهارم، دسته‌ای کامنت شبکه اجتماعی — به انگلیسی و فارسی — تولید می‌شد تا دور مقاله سروصدا شود.

صد مقاله در رسانه‌های واقعی

نتیجه، به گفته OpenAI: نزدیک ۱۰۰ مقاله که بین ژوئیه ۲۰۲۵ تا اکتبر ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۴ تا مهر ۱۴۰۵) زیر این هفت نام، در حدود ۱۲ رسانه آنلاین کوچک و متوسط چاپ یا بازنشر شدند؛ موضوع غالب: مناقشه آمریکا و ایران.

دو نمونه نام‌برده در پوشش خبری، تصویر را روشن می‌کند: مقاله ۱۸ مارس ۲۰۲۶ نشریه Eurasia Review با عنوان «You Cannot Bomb Iran Into Regime Change» به نام اریکا فوزیر، و مقاله Middle East Monitor با عنوان «When peace becomes a media battlefield» به نام اروین هاسکینز. دومی را رسانه ترکیه‌ای Haksöz Haber در ۱۸ ژوئن به ترکی ترجمه و با ذکر منبع منتشر کرد — یعنی یک مقاله جعلی از رسانه‌ای به رسانه کشوری دیگر سفر کرد، بی‌آنکه کسی بفهمد نویسنده‌اش وجود خارجی ندارد.

به گفته OpenAI، یکی از رسانه‌های میزبان این مقالات نزدیک ۲ میلیون دنبال‌کننده در فیسبوک دارد. این عدد مهم است: «رسانه کوچک» لزوماً به معنی «بی‌مخاطب» نیست.

رد فارسی ماجرا: چرا این خبر مال ماست؟

سه نکته این گزارش را از یک خبر خارجیِ دور، به مسئله‌ای نزدیک برای خواننده فارسی‌زبان تبدیل می‌کند.

اول: زبان عملیات فارسی بود

اپراتورها ایده را به فارسی به مدل می‌دادند و خروجی انگلیسیِ تمیز تحویل می‌گرفتند. این همان الگویی است که در فضای فارسی‌زبان هم می‌تواند تکرار شود: تولید محتوای «بومی‌نما» به هر زبانی، با هزینه یک اشتراک چت‌بات.

دوم: موضوع، مناقشه آمریکا و ایران بود

مقاله‌ها مستقیم درباره پرونده‌ای نوشته می‌شدند که مخاطب ایرانی هر روز با آن زندگی می‌کند. وقتی موضوع به تو نزدیک است، احساست بیشتر درگیر می‌شود و کمتر می‌پرسی «نویسنده‌اش کیست؟» — و همین، نقطه قوت چنین عملیاتی است.

سوم: بازنشر منطقه‌ای

ماجرای Haksöz Haber نشان می‌دهد چرخه بازنشر مرز نمی‌شناسد: مقاله‌ای که در یک رسانه انگلیسی‌زبان چاپ شد، به ترکی ترجمه و در رسانه‌ای دیگر بازنشر شد. در اکوسیستم فارسی‌زبان هم همین چرخه هست؛ یک «خبر» می‌تواند از سایتی به کانال تلگرامی و از آنجا به اینستاگرام بپرد و در هر قدم، رد نویسنده اصلی کم‌رنگ‌تر شود.

عملیات دوم: «دارک کلارک» و مرکزی که کارکنانش نمی‌دانستند

عملیات دوم، با منشأ روسیه و اسم رمز «Dark Clark»، از اولی هم بلندپروازانه‌تر بود. به گفته OpenAI، اپراتورهای روسی یک «مرکز تحقیقات اجتماعی» (Social Research Center) خودخوانده در آمریکای لاتین را کنترل می‌کردند — نه اینکه فقط با آن همکاری کنند. گزارش‌های داخلی‌شان درباره استخدام، اخراج و حقوق بود؛ یعنی واقعاً داشتند یک سازمان را می‌چرخاندند.

«میا کلارک» کیست؟

رابط این مرکز با کارکنان محلی، شخصیتی جعلی به نام «میا کلارک» بود. به گفته OpenAI، شواهد نشان می‌دهد کارکنان آمریکای لاتینی مرکز نمی‌دانستند برای یک گروه روسی کار می‌کنند. مرکز بیش از ۶۰ مقاله منتشر کرد که بیشترشان محتوای «اصلی» بودند — نه کپی. هدف‌ها: تخریب وجهه اوکراین در آمریکای لاتین و اثرگذاری بر سیاست محلی، از جمله در آرژانتین و بولیوی.

فایل صوتی بولیوی و ماجرای مدرسه پرو

دو نمونه‌ای که امتیاز این عملیات را بالا برد، از جنس «جعل واقعیت» بودند. یک فایل صوتی جعلی از کارگر شرکت آب دولتی بولیوی ادعا می‌کرد لاپاز در جریان اعتراض‌ها آبش را از دست می‌دهد؛ چیزی که به تکذیب رسمی شرکت انجامید. و یک «شیرین‌کاری» ادعاشده در مدرسه‌ای در پرو، هم در آمریکای لاتین و هم در اروپا پوشش خبری گرفت و ظاهراً واکنش دست‌کم یک نماینده پارلمان اروپا از لهستان را برانگیخت. به نوشته OpenAI، همین‌که محتوای جعلی به واکنش سیاستمداران واقعی رسید، این عملیات را از بقیه جدا کرد.

به گفته OpenAI، این «پیچیده‌ترین تلاش برای اداره یک هویت جلویی است که در دو سال و نیم گذشته مختل کرده‌ایم».

مقیاس یک تا شش: «دسته ۵» یعنی چه؟

OpenAI برای سنجش «بُرد» عملیات‌ها از مقیاسی به نام IO Breakout Scale استفاده می‌کند؛ از ۱ (کمترین) تا ۶ (بیشترین). این امتیاز، نظر خود شرکت درباره «پتانسیل رسیدن پیام به مخاطب واقعی» است:

عملیات / بخش

امتیاز

یعنی چه (به گفته OpenAI)

Dark Clark (روسیه)

دسته ۵

محتوا به رسانه‌های جریان اصلی و واکنش مقام‌های رسمی رسید؛ اولین دسته ۵ در تاریخ گزارش‌دهی شرکت

Bogus Bylines — مقاله‌ها (ایران)

دسته ۴

از شبکه اجتماعی بیرون زد و به رسانه‌های واقعی راه یافت

Bogus Bylines — کامنت‌ها (ایران)

دسته ۲

در حد همان شبکه اجتماعی ماند و تعامل محسوسی نگرفت


نکته جدول: بیشتر عملیاتی که OpenAI می‌بیند، امتیاز ۱ یا ۲ می‌گیرند. یعنی همین‌که یک عملیات به «دسته ۴» برسد، جزو موارد استثنایی است — و «دسته ۵» تا امروز فقط یک بار اتفاق افتاده: همین گزارش.

غافلگیری گزارش: هوش مصنوعی نقش فرعی داشت

تبلیغات
آکادمی پرامپت علی در یوتیوب

شاید عجیب‌ترین جمله گزارش، همان باشد که OpenAI خودش نوشته: «در بیشتر موارد، ندیدیم که عوامل تهدید از مدل‌های ما برای ساخت محتوای کمپین‌ها استفاده کنند، فقط برای گزارش‌دهی درباره آن‌ها.» یعنی در عملیات روسی، ChatGPT بیشتر گزارش‌های داخلی می‌نوشت تا محتوای تبلیغاتی.

پس چه چیزی واقعاً جواب داد؟

دو چیز. اول، جا شدن در رسانه واقعی: مقاله‌ای که در یک نشریه چاپ شود، دیگر «محتوای مشکوک» نیست؛ «خبر» است. دوم، سازماندهی انسانی: استخدام آدم واقعی، مدیریت مرکز، مذاکره با سردبیر. هوش مصنوعی فقط این چرخه را ارزان و روان کرد: ویرایش سریع، ایمیل تمیز، ترجمه راحت.

نتیجه عملی برای تو: ابزارهای «تشخیص متن هوش مصنوعی» در برابر این مدل تهدید تقریباً بی‌فایده‌اند. مقاله‌ای که خوب ویرایش شده و زیر نام جعلی در رسانه واقعی چاپ شده، از هر فیلتر سبکی رد می‌شود. چیزی که باید چک شود، هویت نویسنده و نهاد است، نه متن.

این‌ها از کجا آمدند؟ سابقه جلوی‌های دروغین

OpenAI یادآوری می‌کند این بازی قدیمی‌تر از هوش مصنوعی است — و هر دو نمونه قبلی، بعد از افشا شدن متوقف شدند. یعنی افشاگری خودش یک سلاح است.

«آلیس داناوان»، روزنامه‌نگار جعلی ۲۰۱۶

به گفته OpenAI، «آلیس داناوان» شخصیتی ساختگی بود که مقاله‌هایش در ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ در رسانه‌های غربی چاپ می‌شد و بعداً جلویی برای اطلاعات نظامی روسیه شناخته شد. همان الگو: اسم غربی، مقاله بلند، رسانه واقعی.

«پیس‌دیتا»، رسانه جعلی ۲۰۲۰

«PeaceData» وب‌سایت خبری جعلی بود که متا در ۲۰۲۰ افشایش کرد؛ سایتی که حتی روزنامه‌نگارهای واقعیِ بی‌خبر را استخدام کرده بود. بعد از افشا، متوقف شد. درس مشترک: جلوی دروغین تا وقتی کار می‌کند که کسی نور نیندازد رویش.

چه چیزی هنوز ثابت نشده؟

گزارش OpenAI، با همه جزئیاتش، چند خط قرمز شفاف دارد که نباید از آن‌ها رد شد.

پیوند دولتی تأیید نشده

OpenAI هیچ‌کدام از دو عملیات را به یک نهاد دولتی خاص نسبت نداده است. درباره عملیات ایرانی حتی نوشته فعالیتش «ماهیت تجاری» داشته — شبیه یک کمپین اجاره‌ای (for-hire)، نه لزوماً یک عملیات دولتی. پیوند عملیات روسی با گروهی به نام «Politology» هم از پژوهشگران بیرونی نقل شده، نه از خود OpenAI — و منابع اطلاعاتی، اطمینان این انتساب را «پایین» ارزیابی کرده‌اند. پس هرجا دیدی کسی این گزارش را سندی برای «دولت X این کار را کرد» جا می‌زند، بدان از متن گزارش جلوتر رفته است.

اپراتورها درباره اثر خودشان هم اغراق می‌کردند

نکته بامزه گزارش: اپراتورها حتی کارفرمایان خودشان را هم فریب می‌دادند. به گفته OpenAI، هر دو گروه از «روش‌های مشکوک یا آشکارا فریبنده» برای بزرگ‌نمایی اثربخشی‌شان استفاده می‌کردند؛ مثلاً معیار موفقیت عملیات ایرانی، «تعداد بازدید پست‌هایی بود که به آن‌ها جواب داده بودند» — نه بازدید خودِ جواب‌ها! بعضی گزارش‌های داخلی عملیات روسی هم برای رویدادهای بی‌ربط اعتبار قائل شده بودند، مثل موضع قدیمی آرژانتین درباره جزایر فالکلند. به تعبیر OpenAI، این یعنی «تلاش اپراتورها برای اجرای عملیات نفوذ علیه کارفرمای خودشان».

حالا تو چه کار کنی؟ ۵ قدم برای راستی‌آزمایی یک بای‌لاین

این بخش، همان «حالا چه کار کنید؟» ماجراست. دفعه بعد که مقاله‌ای درباره موضوعی داغ خواندی — مخصوصاً از رسانه‌ای که اسمش را کمتر شنیده‌ای — این پنج قدم را برو (و اگر خودت رسانه داری، برای هر نویسنده تازه حتماً یک تماس تصویری یا ردپای قابل‌استعلام بخواه؛ ایمیل به‌تنهایی کافی نیست):

  • ۱. اسم نویسنده را جست‌وجو کن. روزنامه‌نگار واقعی ردپا دارد: مقاله‌های قبلی، پروفایل در رسانه‌های دیگر، حساب شبکه اجتماعی با تاریخچه. اگر اسم فقط در همان یک سایت پیدا شد، چراغ زرد است.

  • ۲. عکس پروفایل را بررسی کن. جست‌وجوی معکوس تصویر بزن؛ اگر همان عکس جای دیگری با اسم دیگری بود یا عکس استوک بود، چیزی درست نیست.

  • ۳. شناسنامه رسانه را بخوان. صفحه «درباره ما» را باز کن: آدرس، تحریریه و صاحب امتیاز معلوم است یا فقط یک فرم تماس؟ رسانه‌ای که هویت خودش را پنهان می‌کند، نمی‌تواند هویت نویسنده‌اش را تضمین کند.

  • ۴. ادعای بزرگ را جای دیگری هم پیدا کن. اگر مقاله یک «افشاگری» دارد که هیچ رسانه معتبر دیگری پوششش نداده، صبر کن. خبر واقعی معمولاً تنها نمی‌ماند.

  • ۵. به واترمارک و اصالت فایل هم نگاه کن — ولی فقط به‌عنوان سرنخ. ابزارهایی مثل دتکتور SynthID گوگل یا واترمارک متنی TextGrain خود OpenAI می‌توانند بگویند یک فایل با هوش مصنوعی ساخته شده یا نه؛ ولی نبود واترمارک، به معنی «واقعی بودن» نیست. این‌ها سرنخ‌اند، نه حکم نهایی.

جمع‌بندی

گزارش ۸ اکتبر OpenAI یک خبر «فناوری» نیست؛ یک خبر «اعتماد» است. نشان می‌دهد نبرد بعدی اطلاعات غلط بر سر تشخیص متنِ ماشینی نیست — بر سر تشخیص آدمِ واقعی است. هفت اسم خیالی، حدود صد مقاله واقعی و یک مرکز تحقیقاتی با کارکنان بی‌خبر: همه با چند حساب چت‌بات و کمی سازماندهی انسانی ساخته شدند و تا وقتی افشا شدند، کارشان را کردند.

برای تو به‌عنوان خواننده، تصمیم روشن است: از امروز، «کجا چاپ شده» به‌تنهایی کافی نیست؛ «کی نوشته» هم باید چک شود. پنج قدمی که بالا گفتی، کمتر از پنج دقیقه وقت می‌گیرد — و دقیقاً همان کاری است که این عملیات‌ها حسابش را نکرده بودند.

پرسش‌های متداول

«جلوی دروغین» دقیقاً یعنی چه؟

به تعریف OpenAI، موجودیتی است که هویت واقعیِ پشت یک پیام را پنهان می‌کند — مثل روزنامه‌نگار خیالی یا اندیشکده‌ای که معلوم نیست چه کسی اداره‌اش می‌کند؛ تا پیام سیاسی از کانال یک «منبع معتبر» به مخاطب برسد.

این دو عملیات کی افشا شدند؟

OpenAI گزارش «Disrupting AI-enabled 'false front' operations» را در ۸ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۶ مهر ۱۴۰۵) منتشر و هم‌زمان حساب‌های مرتبط را مسدود کرد. مقاله‌های عملیات ایرانی بین ژوئیه ۲۰۲۵ تا اکتبر ۲۰۲۶ شناسایی شدند.

آیا دولت ایران یا روسیه پشت این عملیات‌ها بودند؟

OpenAI هیچ انتساب دولتیِ مشخصی نکرده است. درباره عملیات ایرانی نوشته فعالیتش «ماهیت تجاری» داشته و شبیه کمپین اجاره‌ای به نظر می‌رسد. پیوند عملیات روسی با گروه «Politology» هم از پژوهشگران بیرونی است و اطمینانش پایین ارزیابی شده.

نقش ChatGPT در این عملیات‌ها چه بود؟

به گفته OpenAI، بیشتر «پشتیبانی» بود تا «تولید»: ویرایش پیش‌نویس‌ها بر اساس معیارهای هر رسانه، نوشتن ایمیل به سردبیران، تولید کامنت و گزارش‌های داخلی. در عملیات روسی، مدل عمدتاً برای گزارش‌نویسی داخلی استفاده شد.

«دسته ۵» در مقیاس OpenAI یعنی چه؟

مقیاس IO Breakout از ۱ تا ۶ پتانسیل رسیدن عملیات به مخاطب واقعی را می‌سنجد. دسته ۵ یعنی محتوا به رسانه‌های جریان اصلی و واکنش مقام‌های رسمی رسیده است — اولین بار در دو سال و نیم گزارش‌دهی OpenAI؛ بیشتر عملیات‌ها ۱ یا ۲ می‌گیرند.

چرا ابزارهای تشخیص متن AI کم‌اثرند؟

چون مشکل «متن ماشینی» نیست؛ «هویت جعلی» است. مقاله خوبِ ویرایش‌شده در رسانه واقعی، از هر فیلتر سبکی رد می‌شود. حالا راستی‌آزمایی نویسنده و نهاد مهم‌تر از تحلیل متن است.

من خواننده عادی‌ام؛ چطور از خودم محافظت کنم؟

پنج قدم بخش «حالا تو چه کار کنی؟» را اجرا کن: جست‌وجوی اسم نویسنده، بررسی عکس پروفایل، خواندن شناسنامه رسانه، راستی‌آزمایی ادعای بزرگ در منابع دیگر، و استفاده محتاطانه از ابزارهای واترمارک. ترکیبشان جواب می‌دهد.

منابع

برچسب‌ها:هوش مصنوعیاوپن‌ای‌آیهوش مصنوعی مولدرسانه
اشتراک‌گذاری:

مطالب مرتبط

عضویت در خبرنامه

آخرین اخبار هوش مصنوعی و فناوری را در ایمیل خود دریافت کنید.

پس از عضویت یک ایمیل تأیید برایتان ارسال می‌شود. هر زمان می‌توانید اشتراک خود را لغو کنید و ایمیل شما با شخص ثالثی به اشتراک گذاشته نمی‌شود.